آی اسپورت- ۱- من از این فوتبال متنفرم. از این فوتبال سودازده، تجاری، بی آرمان و دیوپرور. از این فوتبال زلم زیمبویی که هیچ فضیلتی در آن نیست جز ابتذال و مرگ و نمایش پول. از این فوتبال بدون سوکراتس، بدون چریک، بدون فیلسوف. از این فوتبال تهی شده از هنر و آفرینندگی و عبودیت. فوتبالی که به دست جماعتی بقال و چقال فتح شده. فوتبال قوّادپرور. فوتبالی که ستاره هایش برای سکه سیاه می رقصند و مدیرانی که هرکدامشان ماکیاول را در جیب کوچکشان گذاشته اند و از خدا و مردم نمی ترسند. فوتبالی که دیگر سوکراتس ندارد. فوتبال تهوع زده، مبتلا به استسقای روح. و دور شده از ذات و لذات خود. نمایش بلاهت و وقاحت و سرسپردگی. نمایشنامه تکنیکال کمدی!
۲- این سوکراتس بود که مرا عاشق و واله فوتبال کرد و در دوران پَساسوکراتس، دیگر از لذت تماشایش افتادم. گاه از خود می پرسم چرایی فقدان سوکراتس ها در فوتبال دوران مدرنیسم و پست مدرنیسم چیست و چرا دیگر هیچ فوتبالیستی در حد قامت کشیده و یاغی او، دیدگان ما را منور نکرد؟ پیامبری با پاهای نی قلیونی و دلی که از سواحل ریو، جادارتر بود. فیلسوفی که جنون فردی شیرینی را نیز چاشنی ...
برچسب: سوکراتس,ساوتگیت,
نویسنده: نیمارس
تاريخ: شنبه
18 آذر
1396 ساعت: 9:03